تبلیغات شما فقط 7000تومان در سال همین خالا تماس بگیرید 09383484488حامد
 عاشق

عاشق


پرورش شترمرغ ! پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ
همراه با تسهیلات بانکی
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

به یاد او

سلام. 


امروز شعری را که بسیار دوستش دارم در این وب سایت می گذارم تا شما هم آن را بخوانید.


شعری که با دلی پر از غم نوشتم برای آن که رفت و مرا تنها گذاشت همه شما هم اکثرن  اونو میشناسید (نسرین) 

 

 

صفا  ندارد  دگر در این جا  بی  تو   ماندن


چها تو  کردی  با  من  با  رفتن و   نماندن


 


هرگز  نرفتی  از یاد  ای  مهربان  و  زیبا


با یاد تو  زنده ام  شبانه  روز  در  این جا


 


همیشه در قلب من حرمت تو باقیست


نمادی از تو دارم همان که  یادگاریست


 


گفتم بمان کنارم  اما تو رفتی  شیرین


ماندن کنارت  آخر‍  شد  آرزویی  دیرین


 


فرصت  نشد  که دیگر کنار من  بمانی


برای من تو هر  روز از عاشقی بخوانی


 


با رفتنَت از این جا به اوج عشق رسیدم


تمام   غصه ها   را   برای  خود   خریدم


 


به یاد     خاطراتَت   به یاد   خنده هایَت


به یاد آن همه عشق به یاد  آن  نگاهَت


 


به یاد   لحظه هایی که  بود  در  کنارم


به یاد او که عشقش نمی رود  ز  یادم


 

 

برای شعرهای زیبا به ادامه مطلب رجوع کنید

 

ادامه مطلب

شعر تنهایی


دو تا گلدون‌ْ خالی روی طاقچه ی شکسته
دو تا تکه قالی رو زمینِ ، نیمه بسته


یه پرنده روبروم داره آواز می خونه
قصه ی عشقِ منو فقط اونِ که می دونه


خاطره هام مردن اونا پیش من نموندن
پنجره هام بستن رو به کوچه باز نموندن


خونه ی خالیه من صوت و کور و بی صداست
این دلِ خسته ی من با غما یه آشناست
                
              * * *             

دو تا راهِ بن بست یه خیابونِ خراب
دو تا کوچه خاکی یه خرابه و سراب


خونه ی چوبی من سرد و تاریک مونده
سینه ی غمگینم پیشِ غم جا مونده


دیگه اینجا جای من نیست دارم از غُصه می میرم
قسمتم دیگه نشد تا که باز تو رو ببینم


رفتیو این دلِ من از دلت حالا جداست
ای خدا بهم بگو خونه ی عشقِ من کجاست


                * * *                
       
توی تقدیرم نوشته تا باید تنها بمونم
بی صدا و دل شکسته شعرِ تنهایی بخونم  


 تنهایی برای من تُو خونه شده یه عادت 
واسه من معنی نداره دیگه این گذشتِ ساعت

غم دوری.... 

 

غم دوری خیلی سختِ مخصوصاً اگه تو باشی


مخصوصاً اگه بری تو دیگه پیش من نباشی


 


می دونی که بی توموندن توی دنیا یه عذاب


اگه تو یه روز نباشی زندگیم بی تو خراب


* * *


نزار اینجا من بمونم حیرون و خیلی پریشون


مهربون برگرد تو پیشم دلمو انقدر نسوزون


 


نگو که خبر نداری دارم از دوریت می میرم


جای دستای قشنگت دستای غمو می گیرم


* * *


نمی تونم نمی تونم دیگه من بی تو بمونم


به خدا سخته واسه من که دیگه تو رو نبینم


 


بیا و منو رها کن از غمو غصه جدا کن


بیا و بمون کنارم به دلم تو اعتنا کن


* * *


منمو دلی شکسته که به پات هنوز نشسته


تویی و دوری چشمات بی تو بودن خیلی سخته


 


غم دوریتو نمی شه یکمم تحملش کرد


نمیشه طاقت بیارم توی دنیای پر از درد


هوای دل


هوای دل من آبی بود و هیچ وقت فکرش رو هم نمیتونستم بکنم که روزی این هوای آبی بگیره و یک دفعه طوفانی بشه.



ولی متأسفانه شد.


کاش می شد که هوای دل همیشه آبی بمونه و هیچ وقت طوفانی نشه.



با امید و آرزوی برگشتن روزهای خوش.

 

هوای آبی دل صاف بود و بی رنج درد


وقتی که رفتی هوا گرفت و شد خیلی سرد


 


ابرای دلگیر اومد هوای دل عوض شد


بارون گرفت یه عالم جای خوشی ها غم شد


 


هوای آروم من سکوت دل رو شکوند


دیگه برام تو اینجا هوای آروم نموند


 


           *   *   *


هوای دل آبی بود صاف بود و آفتابی بود


وقتی گذاشتی رفتی هوا گرفت خیلی زود


 


انگاری دل می دونست رفتیو تنها مونده


به خاطر همین هم سکوتُ اون شکونده


 


باد ملایمی نیست دیگه تو این حوالی


رفتن تو از این جا هوا رو کرد طوفانی


 


 


هوای دل عوض شد گرفتو سرد و یخ شد


بی تو هوای دلم نمی دونی چه بد شد


 


با رفتن نسیما ‍‍، نسیم دل سراب شد


با این بادای سنگین خونه ی ما خراب شد


 


 



عاشقی

تو کیستی ، که من اینگونه بی تو بی تابم ؟

شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم

تو چیستی ، که من از موج هر تبسم تو

بسان قایق ، سرگشته روی گردابم ! 

 

تو در  کدام سحر ، بر کدام اسب سپید ؟

تو را کدام خدا ؟

تو از کدام جهان ؟

تو در کدام کرانه ، تو از کدام صدف ؟

تو در کدام چمن ، همره کدام نسیم ؟

تو از کدام سبو ؟ 

 

 

من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه !

چه کرد با دل من آن نگاه شیرین ،  آه  !

مدام پیش نگاهی ، مدام پیش نگاه  

  

 

کدام نشاه دویده است از تو در تن من ؟

که ذره های وجودم تو را که می بینند ،

به رقص می آیند ،

سرود می خوانند !

رفت در ظلمت غم ، آن شب و شب های دگر هم ،

نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم ،

نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم . . .

ادامه مطلب
<< 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>

اسم دختر اسم پسر

Timsah.com
İzleyin: Hepsi- mum,Grup Hepsi(klip)